مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» محبت ...

 محبت ...

بدلیل وضعیت کرونا خیلی وقته که مجبورم  جلسات با شرکت های مختلف را از طریق اسکایپ و یا کارهایی که نهایتا میشد را  در منزل انجام بدم.. تا اینکه ورود همسایه جدید دیوار به دیوار، شرایط محیطی را کاملا دگرگون  کرد.

صبح و بعد از ظهر از ساعت مشخصی صدای تلویزیون در حد وحشتناکی بالا بود و من عملا تمرکز لازم برای انجام کار را نداشتم. حتی همکارهام پشت اسکایپ از من خواهش میکردن صدای تلویزیون رو کم کنم .

روز اول تحمل کردم و روز بعد درب  منزل ایشون رو زدم . خانم مسنی اومدن پشت در،قد کوتاه با یک عینک گرد و صورت بسیار دوست داشتنی . در کمال ادب و احترام در خصوص صدای آزار دهنده خواهش کردم اگر ممکنه صدا را کم کنند. با یک ببخشید خیلی کوتاه در و بستن ، شدت صدا کم شد ولی فقط برای یک ساعت..

از مدیر ساختمان کمک خواستم ولی تذکر های ایشون هم تاثیر نداشت. وقتی مجددا درب منزل ایشون رو زدم که بهشون تذکر بدم . خیلی راحت گفتن زنگ بزن 110 همینه که هست..

چند روز بعدش از جلوی یه سنگکی رد میشدم یه لحظه توقف کردم و دو تا سنگگ سفارشی گرفتم و زنگ آپارتمانشو  زدم صدای تلویزیون همچنان وحشتناک بود سایشو از پشت چشمی در می دیدم ولی درب را باز  نمیکرد. بار دوم  چند بار با کلید زدم تا با قیافه شاکی در را باز کرد..نون سنگگ را به سمتش گرفتم و گفتم ببخشید مزاحمتون شدم تو مسیر دیدم سنگگی خلوته یه دونه برای شما هم گرفتم.

لبخند زد..بهش گفتم چقدر لبخند بهت میاد. خندید و تشکر کرد و رفت.

چه آرامشی..چه سکوتی...


بهمن موسوی

تگ ها :   محبت همسایه

جشنواره به مدرسه بر میگردیم - دیجی کالا
فرم ارسال نظر





آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


چاپ انواع پرچم های ساحلی ، تبلیغاتی و تشریفات چاپ انواع پرچم های ساحلی ، تبلیغاتی و تشریفات مشاهده