خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» خاطره دانشکده و کتابخانه دار

خاطره دانشکده و کتابخانه دار

خاطره دانشکده و کتابخانه دار (تبعیت خشک از رویه های کاری)

برای مطالعه وارد کتابخانه دانشگاهی که اسمش را نمی آورم شدم. دو تا کتاب درخواست کردم و متصدی گفت باید کارت دانشجویی بدهی. من گفتم برای حدود ده دقیقه می خواهم همین جا می نشینم و بیرون نمی روم اما باز قبول نکرد. گفتم کارت ملی خودم را به شما می دهم اما فایده ای نداشت. گفتم کیف سامسونت من با کل محتویاتش در اختیار شما ده دقیقه این دو کتاب را بدهید باز نپذیرفت. یک دانشجو کنارم نشسته بود به او گفتم شما کارت دانشجویی داری؟ گفت بله گفتم می شه یک لحظه کارتت را بدی من دو تا کتاب بگیرم و بشینم کنارت چند تا جمله از داخلش بردارم؟ او بلافاصله کارتش را داد. من به متصدی کارت را نشان دادم و او که از سماجتم ناراحت شده بود گفت من فقط به صاحب کارت کتابها را می دهم. به سراغ آن دانشجو رفتم وگفتم دوست من ایشون کتاب را به من نمی ده می شه بیای خودت بگیری بلند شد و گفت آقا بده به من کتابها را.. متصدی چشمهاش از عصبانیت قرمز شده بود و گفت من کتابها را از شما می خواهم با ایشون کاری ندارم ها؟؟؟ او گفت مسئولیتش با من بهش بدیدو رفت نشست. متصدی کتابخانه آن دو کتاب را که کتابهای بسیار عادی و کم ارزشی بودند آورد. وقتی کتابها را جلوی من انداخت که اسمشان را بنویسد صحنه ای اتفاق افتاد که یادم نمی رود. کلی خاک از روی کتابها به هوا بلند شد که سرفه ام گرفت... متاسف شدم برای حال و روزمون

امیر حسین میرزا بیگی


ماچا چیست؟ راهنمای کامل نوشیدنی سبز محبوب ژاپنی مطلب مرتبط ماچا چیست؟ راهنمای کامل نوشیدنی سبز محبوب ژاپنی

فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  مصباح ترمز   |   مجله آشپزی   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   خرید گونی   |   فروش تجهیزات ویپ   |   لینک پرومکس   |   تعبیر خواب   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   آزمون نظام مهندسی   |   خرید آنتی ویروس   |   بلاگسازان   |   خرید کتراک   |   وکیل حقوقی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال مشاهده